دلیلی برای زور زدن اضافی وجود ندارد. ما که نمی خواهیم تخلیه کنیم .
می خواهیم قصه بنویسیم . اما این بار با هم . یک قصه که داستانش از قبل معلوم است . می خواهیم بدانیم که هر کدام مان در برابر یک موضوع واحد چه انگیزشی داستانیی را پی می گیریم .
دلیلی وجود ندارد زور بزنیم . ما که نمی خواهیم تخلیه شویم .
تجربه های شخصی مان را باهم در میان بگذاریم . این گونه ست که عیارمان مشخص خواهد شد . نه ! نمی خواهیم فضل بفروشیم که از فضله فرو کردن در حلقوم هم بدتر ست . می خواهیم خودمان را بسنجیم .
دوستان من !
اگر داستان ذیل را موضوع قصه خود قرار دهید آن:
۱ـ قصه را چه می نامید ؟
۲ـ قصه را با چه جمله ای شروع می کنید؟
طرح یک قصه :
(یک شب خبرنگار روزنامه سراسری با ماشینش به خانه بر می گشت. در راه متوجه ماشین پلیس شد و نیز صدای جیغ وفریاد. به ان سمت رفت و چند پلیس را دید که سعی دارند زنی را به داخل ماشین بکشند . بیشتر که نگاه کرد فهمید که پلیس ها قصد تجاوز به زن را دارند ...)
به ادامه یا پایان این داستان کاری نداشته باشید !
منتظر تخیل تان بمانم ؟؟